265. کلمات جدید
جدیدا شیر میخوای میگی :ش ش:*
عکس نیلگون رو دیدی گفتی : نی نی :*
گاوه میگه؟ مااا
و بالاخره : ما ما :*
فعلا اینا یادمه!
چند روز پیش خاله فرناز و علی کوچولو اومدن پیشمون ... خیلی کم بود ولی خوش گذشت :*
بابایی رفت پیش دکتر و براش ام آر آی نوشت و روز تاسوعا بابایی رفت ام آر آی و شبش هم رفتیم جواب گرفتیم و خدا رو شکر از این طرف خیالمون راحت شد ... حالا چند تا نگرانی دیگه مونده که امید به رفعش داریم:)
تاسوعا ظهر خونه ی برادر بابا مرتضی بودیم و حلوا پختن ... آهان شب تاسوعا هم خونه ی خاله مریم بودیم و شله زرد خوردیم به به ... مریم هم حسابی گردالو شده و اونم به زودی زایمان میکنه ... عاشورا ظهر هم خونه ی منیژه بودیم و قیمه ی توپی خوردیم :)
عصری بابا مرتضی رفت ام آر آی زانو ... امروز هم رفتیم جوابش رو گرفتیم و خدا رو شکر مشکلی نبود:*
این چند وقته همش پیش دکتریم :( ایشالا زودتر تموم شه این روزای بد


265. کلمات جدید
